![]() |
![]() |
|
| ×ورژن دوم× قصه من و شما آدم هایی که در زندگی من جاری هستید گروهی دوستم دارید و گروهی از من متنفرین |
|
برای رهگذر نوشته روی دیوار رو خوندم " تومرا می فهمی من تورا می خواهم وهمین ساده ترین قصه یک انسان است. " گفت : زیباست ، ولی این که خیلی ساده میشه اون ذرّه بین من کجاست؟ بذار کلّ گذشته ات رو باهاش زیر و رو کنم. این کار حقّه منه من بیست سالمه |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 20:52 توسط بابا لنگ دراز |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
Bheddd version 2
قصه من و شما آدم هایی که در زندگی من جاری هستید گروهی دوستم دارید و گروهی از من متنفرین ولی این رو باید بدونن که من بی هیچ انتظاری دیوانه وار دوستتان دارم. |
| پیوندهای روزانه |
|
نقد سلن درباره نوشته های بابا لنگ دراز آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 |
|
RSS
|