![]() |
![]() |
|
| ×ورژن دوم× قصه من و شما آدم هایی که در زندگی من جاری هستید گروهی دوستم دارید و گروهی از من متنفرین |
|
سلام نزدیک یک سال از اولین پست bheddd میگذره و امروز بعد از 374 روز من آخرین پست رو می نویسم . سالیان بعد من به این جا سر میزنم و می گم که سرنوشت بابا لنگ دراز به کجا رسید . بابا لنگ درازی که این مدت خیلی تغییرات کرد . از روزی که دیوانه وار توی خودش دنبال د ست های یه دختر زیبای شرقی می دوید تا این که یه جایی فهمید همه آدم ها رو دوست داره. شاید بابا باید جور دیگه ای فریاد بشه. بابا میدونه که دیگه وقت تنگه برای ایستادن ، می دونه یه جور دیگه باید حرکت کرد. بابا لنگ دراز همه آدم های رو که نوشته هاشون رو خوندن ، می خونن و خواهند خوند رو روست داره و حقیقت عشق رو براشون آرزو می کنه. تا آینده ای دور که بابا میاد و از خودش برای خودمون میگه سلام. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم دی 1387ساعت 8:28 توسط بابا لنگ دراز |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
Bheddd version 2
قصه من و شما آدم هایی که در زندگی من جاری هستید گروهی دوستم دارید و گروهی از من متنفرین ولی این رو باید بدونن که من بی هیچ انتظاری دیوانه وار دوستتان دارم. |
| پیوندهای روزانه |
|
نقد سلن درباره نوشته های بابا لنگ دراز آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 |
|
RSS
|