![]() |
![]() |
|
| ×ورژن دوم× قصه من و شما آدم هایی که در زندگی من جاری هستید گروهی دوستم دارید و گروهی از من متنفرین |
|
جانبازی در راه عشق یا عشقبازی در راه جان ؟ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 10:16 توسط بابا لنگ دراز |
|
|
این عشق به خویشتن است که انسان را به سوی افسردگی سوق می دهد و او را به دام ترس می افکند نه عشق به انسانیت. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 10:33 توسط بابا لنگ دراز |
|
|
وقتی همه چیز میشه انتظار جواب یه SMS از پشت اتاق عمل دوری و نگران هیچ کاری نمی تونی بکنی دستت نمی رسه که کاری بکنی وقتی حتی می ترسی برای سلامتی دوستت دعا کنی با خودت میگی بابا لنگ دراز قبلاً هم دعا کرده بودیا یادت هست؟ ولی دعا می کنم ، چون هر چی بشه خواست خداست خدایا چی بگم؟ خودت که می دونی. فقط کمکش کن. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 11:59 توسط بابا لنگ دراز |
|
|
۳۶۵ روز قبل : گلم ، تولّدت مبارک. ۳۶۵ روز بعد : گلم ، صبح به خیر ....................................... ............................................................... ............. ........ ............................................... .......................................... ........................ آره ، آره .... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 9:37 توسط بابا لنگ دراز |
|
|
بی وفایان محترم ............... آخه ما... ........ ولی ................... ................ اشکال نداره ..... گلدون تازه مبارک |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 14:27 توسط بابا لنگ دراز |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
Bheddd version 2
قصه من و شما آدم هایی که در زندگی من جاری هستید گروهی دوستم دارید و گروهی از من متنفرین ولی این رو باید بدونن که من بی هیچ انتظاری دیوانه وار دوستتان دارم. |
| پیوندهای روزانه |
|
نقد سلن درباره نوشته های بابا لنگ دراز آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 |
|
RSS
|