![]() |
![]() |
|
| ×ورژن دوم× قصه من و شما آدم هایی که در زندگی من جاری هستید گروهی دوستم دارید و گروهی از من متنفرین |
|
وقتی که رهگذری از نزدیکم می گذرد نشان آن است که که خدا هنوز به من و عشق امیدوار است حتی اگر قیافه ام رهگذر را یادِ ... امّا تو ، ای رهگذر یادت باشد در این شهر به خاطر فقط چند میلیون دلار آدم می فروشند. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 22:21 توسط بابا لنگ دراز |
|
|
به دریا که می زنم به کوسه هایش فکر نمی کنم تو هم اگر خواب جنگل دیدی شیرهایش را فراموش کن. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 8:13 توسط بابا لنگ دراز |
|
|
یه پسر بچه گوشه پیاده رو نشسته یه مرد بزرگسال میاد اشتباهاً پای بچه رو لقد میکنه مرد متوجه نمیشه ولی پسربچه که دردش اومده بود با خودش میگه: " بذاز برزگ شم از اینجا رد شی می گیرمت ، می کشمت یا اصلاً دعا می کنم که فردا تصادف کنی اون وقت من بیام بالا سرت وای میسم می گم : منو یادت میاد پام رو لقد کرده بودی؟ " ولی فردا که میشه هر دوشون یادشون میره که چی شده بود حالا من اون پسر بچه ام که اون پام رو لقد کرد؟ من منتظرم؟ که چیزی بشه برم بالا سرش وایسم بگم : "منو یادت میاد پام رو لقد کرده بودی؟" یه سئوال دیگه فقط پام لقد شده بود دیگه؟ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 18:43 توسط بابا لنگ دراز |
|
|
ای شما کسانی که من دوست دارم و نمی شناسم! ای شما که زندگی پژمرده تان ساخته است و آرزومند کارهای بزرگی هستید که می دانید محال است. می خواهم که خوشبخت باشید که خوشبختی بس لذیذ است. میان ما دیواری حایل است. آیا هرگز به هم خواهیم رسید؟ آیا پس از آنکه آن دیوار دیگر دیوار مرگ سربرآورد به شما خواهم رسید؟ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:16 توسط بابا لنگ دراز |
|
|
سرنوشت ! پیش برو ! تو را از آن سپاس می گویم که مرا پلّه ای شمردی و پا بر من گذاشتی... و من توام من سرنوشتم. پ ن : رنج بردن آموختن است. |
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:50 توسط بابا لنگ دراز |
|
|
برای کسی که وارد بازی میشه بر حق بودن کافی نیست پیروزی هم مهم است به چی میگن پیروزی ؟ به چی میگن شکست؟ من چی هستم؟ اگه شکست خورده نیستم پس چرا آشفته ام ؟ اصلاْ من بر حق بودم؟ یکی بیاد بگه به چی می گن پیروزی ، به چی می گن شکست. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:41 توسط بابا لنگ دراز |
|
|
خبر رسید که.... نمی تونم ادای آدم های روشنفکر رو در بیارم بگم خوشبخت بشه الآن انگار استفراغ دارم فکر اینم که اون با شوهرش همون طوریه که با من بود. اون چیزی که منتظرش بودم شد فکر کنم بعضی از اسرارش رو به اون جرات نداشته باشه بگه حال عجیبی دارم من در مقابل اون انسان خوبی بودم. دوست دارم هر چی خاطره هستش که توش با صداقت بودم رو بالا بیارم. دوست دارم خون بدنم تخلیه شه تا هر چی زخم سیاه و چرکین تو قلبمه خشک شه طبیعت ، طبیعت ، آینده ، آینده ، من ، من ، خاطره ها ، اون ، اونها چیزهایی که آدم ها توی فیلم میبینن من خاطرش رو دارم. چه قدر واقعیت نابه ، اون قدر ناب که برای هضمش باید جون بدی. طبیعت چی می خوای به من بگی ؟ بازم یه درس تازه؟ سراپا گوشم برای درک اون چیزی که می خوای بهم بگی تا پای جون صبر می کنم. می دونم که پاداش شاگرد خوب تو بودن آرامشه احساس آرامش |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 22:56 توسط بابا لنگ دراز |
|
|
دردها و همه خیانت های یاران در برابر شکنجه و خیانت بی همتای خیانت به خویشتن منکر ایمان خود شدن خود را در مرگ تحقیر کردن می تواند چیزی جز اندوه کودکانه باشد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 11:31 توسط بابا لنگ دراز |
|
|
همه یه چیزمهم و با ارزش توی زندگیشون دارن بعضی ها پول بعضی ها موقعیت و مقام بعضی ها ... شاید برای بقیه ارزش نداشته باشه ولی برای خودشون خیلی باارزشه. منم یه چیز با ارزش دارم نگاه ، نگاه من که اون رو به دو نفر نمی دم یکیش تویی دومیش هم می دونی کیه میدونم برات مهم نیست و ممکنه از این حرفام خندت بگیره ولی بدون که من برای نگاه خودم یه عمرِ که ارزش قائلم و مواظبشم . نه ، جون بخوای میدم ولی نگاهم رو بهت نمی دم . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 20:13 توسط بابا لنگ دراز |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
Bheddd version 2
قصه من و شما آدم هایی که در زندگی من جاری هستید گروهی دوستم دارید و گروهی از من متنفرین ولی این رو باید بدونن که من بی هیچ انتظاری دیوانه وار دوستتان دارم. |
| پیوندهای روزانه |
|
نقد سلن درباره نوشته های بابا لنگ دراز آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 |
|
RSS
|